کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹ - هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند، ماند...

1

هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند، ماند

عقده ای کز پیچ و تاب زلف در دل ماند، ماند

2

پاکشیدن مشکل است از خاک دامنگیر عشق

هر که را چون سرو این جا پای در گل ماند، ماند

3

ناقص است آن کس که از فیض جنون کامل نشد

در چنین فصل بهاری هر که عاقل ماند، ماند

4

می برد عشق از زمین بر آسمان ارواح را

زین دلیل آسمانی هر که غافل ماند، ماند

5

تشنه آغوش دریا را تن آسانی بلاست

چون صدف هر کس که در دامان ساحل ماند، ماند

6

نیست ممکن، نقش پا را از زمین برخاستن

هر گرانجانی که در دنبال محمل ماند، ماند

7

سیل هیهات است تا دریا کند جایی مقام

یک قدم هر کس که از همراهی دل ماند، ماند

8

برنمی گردد به گلشن شبنم از آغوش مهر

هر که صائب محو آن شیرین شمایل ماند، ماند

متن شعر کپی شد.