غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۷۳ - سبکروان به زمینی که پا گذاشته اند...
1
سبکروان به زمینی که پا گذاشته اند
بنای خانه بدوشی به جا گذاشته اند
2
خوش آن گروه که چون موج دامن خود را
به دست آب روان قضا گذاشته اند
3
عنان سیر تو چون موج در کف دریاست
گمان مبر که ترا با تو واگذاشته اند
4
مباش در پی مطلب، که مطلب دو جهان
به دامن دل بی مدعا گذاشته اند
5
مگر فلاخن توفیق دست من گیرد
که همچو سنگ نشانم به جا گذاشته اند
6
چو نی بجو نفس گرم ازان سبک روحان
که برگ را ز برای نوا گذاشته اند
7
فغان که در ره سیل سبک عنان حیات
ز خواب، بند گرانم به پا گذاشته اند
8
مباش محو اثرهای خود، تماشا کن
که پیشتر ز تو مردان چها گذاشته اند
9
دعای صدرنشینان نمی رسد صائب
به محفلی که ترا بی دعا گذاشته اند