کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - دیده ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند...

1

دیده ما سیر چشمان، شان دنیا بشکند

همچو جوهر نقش را آیینه ما بشکند

2

بر سفال جسم لرزیدن ندارد حاصلی

این سبو امروز اگر نشکست، فردا بشکند

3

هر سر خاری کلید قفل چندین آبله است

وای بر آن کس که خاری بی محابا بشکند

4

از حباب ما گره در کار بحر افتاده است

می کشد دریا نفس هرگاه مارا بشکند!

5

از شکست آرزو هر لحظه دل را ماتمی است

عشق کو، کاین شیشه ها را جمله یکجا بشکند؟

6

کشتی ما چون صدف در دامن ساحل شکست

وقت موجی خوش که در آغوش دریا بکشند

7

همت مردانه می خواهد، گذشتن از جهان

یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند

8

بال پروازش در آن عالم بود صائب فزون

هر که این جا بیشتر در دل تمنا بشکند

متن شعر کپی شد.