غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۷۸ - کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند؟...
1
کو جنون تا خاک بازیگاه طفلانم کنند؟
روبه هر جانب که آرم، سنگبارانم کنند
2
هست بیماری مرا صحت چو چشم دلبران
می شوم معمورتر چندان که ویرانم کنند
3
تازه چون ابرست از تردستیم روی زمین
می شود عالم پریشان، گر پریشانم کنند
4
بسته ام چشم از تماشای زلیخای جهان
چشم آن دارم که با یوسف به زندانم کنند
5
می فشارم چون صدف دندان غیرت بر جگر
گر به جای آبرو، گوهر به دامانم کنند
6
گر به دست افتد چو ماه نو، لب نانی مرا
خلق از انگشت اشارت تیربارانم کنند
7
نور من چون برق صائب پرده سوز افتاده است
نیستم شمعی که پنهان زیر دامانم کنند