غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۸۰ - هر چه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود...
1
هر چه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود
هر گل تازه که چیدیم، نچیدن به بود
2
هر نوایی که شنیدیم ز مرغان چمن
چون رسیدیم به مضمون، نشنیدن به بود
3
زان ثمرها که گزیدیم درین باغستان
پشت دست و لب افسوس گزیدن به بود
4
دامن هر که کشیدیم درین خارستان
بجز از دامن شبها، نکشیدن به بود
5
هر متاعی که خریدیم به اوقات عزیز
بود اگر یوسف مصری، نخریدن به بود
6
لذت درد طلب بیشتر از مطلوب است
نارسیدن به مطالب، ز رسیدن به بود
7
جهل سررشته نظاره ربود از دستم
ور نه عیب و هنر خلق ندیدن به بود
8
مانع رحم شد اظهار تحمل صائب
زیر بار غم ایام خمیدن به بود