غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۸۵ - چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید...
1
چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
این که گردن می کشی، پیمانه می باید کشید
2
کم نه ای از لاله، صاف و درد این میخانه را
با لب خندان به یک پیمانه می باید کشید
3
پیش ازان کز سیل گردد دست و پای سعی خشک
رخت خود بیرون ازین ویرانه می باید کشید
4
حرص هیهات است بگشاید کمر در زندگی
تا نفس چون مورداری، دانه می باید کشید
5
عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت
ناز مهمان را ز صاحب خانه می باید کشید
6
نیست آسایش درین عالم، که بهر خواب تلخ
منت شیرینی افسانه می باید کشید
7
مدتی بار دل مردم شدی صائب، بس است
پا به دامن بعد ازین مردانه می باید کشید