غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۸۷ - سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار...
1
سینه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
صبحی ادراک نکردیم درین فصل بهار
2
گریه ای از سرمستی به تهیدستی خویش
چون رگ تاک نکردیم درین فصل بهار
3
ابر چون پنبه افشرده شد از گریه و ما
مژه ای پاک نکردیم درین فصل بهار
4
جگر سنگ به جوش آمد و ما سنگدلان
دیده نمناک نکردیم درین فصل بهار
5
لاله شد پاک فروش از عرق شبنم و ما
عرقی پاک نکردیم درین فصل بهار
6
غنچه از پوست برون آمد و ما بیدردان
جامه ای چاک نکردیم درین فصل بهار
7
با دو صد خرمن امید، ز غفلت صائب
تخم در خاک نکردیم درین فصل بهار