کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۱ - پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش...

1

پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش

مردان به دیگری نگذارند کار خویش

2

چون شیشه شکسته و تاک بریده ام

عاجز به دست گریه بی اختیار خویش

3

از وقت تنگ، چون گل رعنا درین چمن

یک کاسه کرده ایم خزان و بهار خویش

4

انجم به آفتاب شب تیره را رساند

دارم امیدها به دل داغدار خویش

5

سنگ تمام در کف اطفال هم نماند

آخر جنون ناقص ما کرد کار خویش !

6

دایم میانه دو بلا سیر می کند

هر کس شناخته است یمین و یسار خویش

7

صائب چه فارغ است ز بی برگی خزان

مرغی که در قفس گذراند بهار خویش

متن شعر کپی شد.