کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹۷ - روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام...

1

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده ام

چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده ام

2

دست رغبت کس نمی سازد به سوی من دراز

چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده ام

3

اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی

نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتاده ام

4

عقده ای هرگز نکردم باز از کار کسی

در چمن بیکار چون دست چنار افتاده ام

5

نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست

گوییا آیینه ام در زنگبار افتاده ام

6

همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست

دور از مژگان ابر نوبهار افتاده ام

7

من که صائب کار یکرو کرده ام با کاینات

در میان مردم عالم چه کار افتاده ام؟

متن شعر کپی شد.