کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۰ - ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده ام...

1

ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده ام

شمع خورشیدم، نهان در زیر دامان مانده ام

2

از عزیزان هیچ کس خوابی برای من ندید

گر چه عمری شد که چون یوسف به زندان مانده ام

3

هیچ کس از بی سرانجامی نمی خواند مرا

نامه در رخنه دیوار نسیان مانده ام

4

نیستم نومید از تشریف سبز نوبهار

گرچه چون نخل خزان، از برگ عریان مانده ام

5

هر نفس در کوچه ای جولان حیرت می زند

در سرانجام غبار خویش حیران مانده ام

6

جذبه دریا به فکر سیل من خواهد فتاد

پا به گل هر چند در صحرای امکان مانده ام

7

قاف تا قاف جهان آوازه من رفته است

گر چه چون عنقا ز چشم خلق پنهان مانده ام

8

چون سکندر تشنه لب بسیار دارم هر طرف

گر چه در ظلمت نهان چون آب حیوان مانده ام

9

گر چه در دنیا مرا بی اختیار آورده اند

منفعل از خویش، چون ناخوانده مهمان مانده ام

10

بهر رم کردن چو آهو راست می سازم نفس

ساده لوح آن کس که پندارد ز جولان مانده ام

11

می رساند بال و پر از خوشه صائب دانه ام

در ضمیر خاک اگر یک چند پنهان مانده ام

متن شعر کپی شد.