کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۱ - شهری عشقم، چو مجنون در بیابان نیستم...

1

شهری عشقم، چو مجنون در بیابان نیستم

اخگر دل زنده ام، محتاج دامان نیستم

2

شبنم خود را به همت می برم بر آسمان

در کمین جذبه خورشید تابان نیستم

3

دور کردن منزل نزدیک را از عقل نیست

چون سکندر درتلاش آب حیوان نیستم

4

بوی یوسف می کشم از چشم چون دستار خویش

چشم بر راه صبا چون پیر کنعان نیستم

5

گر چه خار رهگذارم، همتم کوتاه نیست

هر زمان با دامنی دست و گریبان نیستم

6

کرده ام با خاکساری جمع اوج اعتبار

خار دیوارم، وبال هیچ دامان نیستم

7

نیست چون بوی گل از من تنگ جا بر هیچ کس

در گلستانم، ولیکن در گلستان نیستم

8

نان من پخته است چون خورشید، هر جا می روم

در تنور آتشین ز اندیشه نان نیستم

9

گوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرست

در سخن صائب چو طوطی تنگ میدان نیستم

متن شعر کپی شد.