کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴ - ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم...

1

ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم

بی گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم

2

صبح محشر عاجز از ترتیب اوراق من است

بس که خود را در سراغ او به یکدیگر زدم

3

شد دلم از خانه بی روزن گردون سیاه

همچو آه از رخنه دل عاقبت بر در زدم

4

آن سیه رویم که صد آیینه را کردم سیاه

وز غلط بینی در آیینه دیگر زدم

5

چون کف دریا پریشان سیر شد دستار من

بس که چون دریا، کف از شور جنون بر سر زدم

6

می خورم بر یکدگر از جنبش مژگان او

من که چندین بار تنها بر صف محشر زدم

7

هر چه می آرد رعونت، دشمن جان من است

تیغ خون آلود شد گر شاخ گل بر سر زدم

8

تلخی گفتار بر من زندگی را تلخ داشت

لب ز حرف تلخ شستم، غوطه در شکر زدم

9

این جواب آن که می گوید نظیری در غزل

تا کواکب سبحه گردانید، من ساغر زدم

متن شعر کپی شد.