غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۰۵ - دست در دامن رنگین بهاری نزدم...
1
دست در دامن رنگین بهاری نزدم
ناخنی بر دل گلزار چو خاری نزدم
2
شبنمی نیست درین باغ به محرومی من
که دلم خون شد و بر لاله عذاری نزدم
3
ساختم چون خیس گرداب به سرگردانی
دست چون موج به دامان کناری نزدم
4
در شکست دل من چرخ چرا می کوشد؟
سنگ بر شیشه پیمانه گساری نزدم
5
گشت خرج کف افسوس حنای خونم
بوسه بر پای بلورین نگاری نزدم
6
به چه تقصیر زرم قسمت آتش گردید؟
خنده چون گل به تهیدستی خاری نزدم
7
گر چه چون شانه دو صد زخم نمایان خوردم
دست صائب به سر زلف نگاری نزدم