کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۶ - مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم...

1

مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم

ز هیچ چشمه دیگر امید آب ندارم

2

خوشم به وعده خشکی ز شیشه خانه گردون

امید گوهر سیراب ازین سراب ندارم

3

چرا خورم غم دنیا به این دو روزه اقامت؟

چو بازگشت به این منزل خراب ندارم

4

در آن جهان ندهد فقر اگر نتیجه، در اینجا

همین بس است که پروای انقلاب ندارم

5

مبین به موی سفیدم، که همچو صبح بهاران

درین بساط بجز پرده های خواب ندارم

6

ترا که هست می از ماهتاب روی مگردان

که من ز دست تهی، روی ماهتاب ندارم

7

ز فکر صائب من کاینات مست و خرابند

چه شد به ظاهر اگر در قدح شراب ندارم؟

متن شعر کپی شد.