غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۰۸ - ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم...
1
ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم
همه از مار و من از مهره این مار میترسم
2
ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم از جان
شکار لاغرم از تیغ لنگردار میترسم
3
خطر در آب زیر کاه بیش از بحر میباشد
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
4
ز بس نامردمی از چشم نرم دوستان دیدم
اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار میترسم
5
ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسم
که من از گردش گردون کج رفتار میترسم
6
بلای مرغ زیرک دام زیر خاک میباشد
ز تار سبحه بیش از رشته زنار میترسم
7
بد از نیکان و نیکی از بدان بس دیده ام صائب
ز خار بی گل افزون از گل بی خار میترسم