غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۲۴ - ما گل به دست خود ز نهالی نچیده ایم...
1
ما گل به دست خود ز نهالی نچیده ایم
در دست دیگران گلی از دور دیده ایم
2
چون لاله، صاف و درد سپهر دو رنگ را
در یک پیاله کرده و بر سر کشیده ایم
3
نو کیسه مصیبت ایام نیستیم
چون صبحدم هزار گریبان دریده ایم
4
روی از غبار حادثه درهم نمی کشیم
ما ناف دل به حلقه ماتم بریده ایم
5
دل نیست عقده ای که گشاید به زور فکر
بیهوده سر به جیب تامل کشیده ایم
6
امروز نیست سینه ما داغدار عشق
چون لاله ما ز صبح ازل داغدیده ایم
7
از آفتاب تجربه سنگ آب می شود
ما غافلان همان ثمر نارسیده ایم
8
صائب ز برگ عیش تهی نیست جیب ما
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیده ایم