کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۵ - ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم...

1

ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم

دست از پیاله، پای ز صحبت کشیده ایم

2

مشکل به تازیانه محشر روان شود

پایی که ما به دامن عزلت کشیده ایم

3

گردیده است سیلی صرصر به شمع ما

دامان هر که را به شفاعت کشیده ایم

4

صبح وطن به شیر مگر آورد برون

زهری که ما ز تلخی غربت کشیده ایم

5

گردیده است آب دل ما ز تشنگی

تا قطره ای ز ابر مروت کشیده ایم

6

آسان نگشته است بهنگ، ساز ما

یک عمر گوشمال نصیحت کشیده ایم

7

بوده است گوشه دل خود در جهان خاک

جایی که ما نفس به فراغت کشیده ایم

8

صائب چو سرو و بید ز بی حاصلی مدام

در باغ روزگار خجالت کشیده ایم

متن شعر کپی شد.