کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶ - ما گر چه در بلندی فطرت یگانه ایم...

1

ما گر چه در بلندی فطرت یگانه ایم

صد پله خاکسارتر از آستانه ایم

2

درگلشنی که خرمن گل می رود به باد

در فکر جمع خار و خس آشیانه ایم

3

از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را

در زندگی، به خواب و به مردن، فسانه ایم

4

چون صبح، زیر خیمه دلگیر آسمان

در آرزوی یک نفس بی غمانه ایم

5

چون زلف، هر که را که فتد کار در گره

با دست خشک، عقده گشا همچو شانه ایم

6

آنجاست ادمی که دلش سیر می کند

ما در میان خلق همان بر کرانه ایم

7

ما را زبان شکوه ز بیداد یار نیست

هر چند آتشیم، ولی بی زبانه ایم

8

گر تو گل همیشه بهاری زمانه را

ما بلبل همیشه بهار زمانه ایم

9

صائب گرفته ایم کناری ز مردمان

آسوده از کشاکش اهل زمانه ایم

متن شعر کپی شد.