غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۲۷ - ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم...
1
ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم
در کاسه سرنگونی، همچشم با حبابیم
2
با محتسب به جنگیم، از زاهدان به تنگیم
با شیشه ایم یکدل، یکرنگ با شرابیم
3
آن جاکه میکشانند، چون ابر تر زبانیم
آن جاکه زاهدانند، لب خشک چون سرابیم
4
در گوش عشقبازان، چون مژده وصالیم
در چشم می پرستان، چون قطره شرابیم
5
با خاص و عام یکرنگ، از مشرب رساییم
بر خار و گل سمن ریز، چون نور ماهتابیم
6
آنجاکه گل شکفته است، شبنم طراز اشکیم
آنجاکه خار خشک است، چشم تر سحابیم
7
چون می به مجلس آید، از ما ادب مجویید
تا نیست دختر رز، در پرده حجابیم
8
در پله نظرها، هرگز گران نگردیم
ما در سواد عالم، چون شعر انتخابیم