کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۰ - ما خنده را به مردم بی غم گذاشتیم...

1

ما خنده را به مردم بی غم گذاشتیم

گل را به شوخ چشمی شبنم گذاشتیم

2

قانع به تلخ و شور شدیم از جهان خاک

چون کعبه دل به چشمه زمزم گذاشتیم

3

مردم به یادگار اثرها گذاشتند

ما دست رد به سینه عالم گذاشتیم

4

چیزی به روی هم ننهادیم در جهان

جز دست اختیار که بر هم گذاشتیم

5

دادند اگر عنان دو عالم به دست ما

از بیخودی ز دست همان دم گذاشتیم

6

بی حاصلی نگر که حضور بهشت را

از بهر یک دو دانه چو آدم گذاشتیم

7

صائب فضای چرخ مقام نشاط نیست

بیهوده پا به حلقه ماتم گذاشتیم

متن شعر کپی شد.