غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۳۱ - از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم...
1
از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم
از کثرت خار از گل بی خار گذشتیم
2
این باده زیاد از دهن ساغر ما بود
مخمور ز لعل لب دلدار گذشتیم
3
جایی که سخن سبز نگردد، نتوان گفت
چون طوطی ازان آینه رخسار گذشتیم
4
خاری نشد آزرده به زیر قدم ما
چون سایه ابر از سر گلزار گذشتیم
5
از خرقه تزویر نچیدیم دکانی
مردانه ازین پرده پندار گذشتیم
6
شد دست دعا خار به زیر قدم ما
از بس که ازین مرحله هموار گذشتیم
7
صائب چو گران بود به رنجور عیادت
از دیدن آن نرگس بیمار گذشتیم