غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۳۲ - خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم...
1
خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم
ما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم
2
چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم
در جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم
3
چون سایه مرغان هوا در سفر خاک
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم
4
گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
5
کردیم عنانداری دل تا دم آخر
گلگون هوس را ندواندیم و گذشتیم
6
هر چند که در دیده ما خار شکستند
خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم
7
فریاد که از کوتهی بازوی اقبال
دستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیم
8
صد تلخ چشیدیم زهر بی مزه صائب
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم