کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۶ - گر چه از وعده احسان فلک پیر شدیم...

1

گر چه از وعده احسان فلک پیر شدیم

نعمتی بود که از هستی خود سیر شدیم

2

نیست زین سبز چمن کلفت ما امروزی

غنچه بودیم درین باغ، که دلگیر شدیم

3

گر چه از کوشش تدبیر نچیدیم گلی

اینقدر بود که تسلیم به تقدیر شدیم

4

دل خوش مشرب ما داشت جوان عالم را

شد جهان پیر، همان روز که ما پیر شدیم

5

تن ندادیم به آغوش زلیخای هوس

راضی از سلسله زلف به زنجیر شدیم

6

صلح کردیم به یک نفس ز نقاش جهان

محو یک چهره چو آیینه تصویر شدیم

7

صائب آن طفل یتیمیم در آغوش جهان

که به دریوزه به صد خانه پی شیر شدیم

متن شعر کپی شد.