کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹ - چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم...

1

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم

ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم

2

یک بار نجست از دل ما ناوک آهی

از بار گنه همچو کمان گر چه خمیدیم

3

چون شمع درین انجمن از راستی خویش

غیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم

4

افسوس که با دیده بیدار چو سوزن

خار از قدم آبله پایی نکشیدیم

5

از آب روان ماند به جا سبزه و گلها

ما حاصل ازین عمر سبکسیر ندیدیم

6

بیرون ننهادیم ز سر منزل خود پای

چندان که درین دایره چون چشم بریدیم

7

هر چند چو گل گوش فکندیم درین باغ

حرفی که برد راه به جایی، نشنیدیم

8

صائب به مقامی نرسیدیم ز پستی

از خاک چو نی گر چه کمربسته دمیدیم

متن شعر کپی شد.