کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۰ - چشم امید به مژگان تر خود داریم...

1

چشم امید به مژگان تر خود داریم

روی خود تازه به آب گهر خود داریم

2

به گل ابر بهاران نبود دهقان را

این امیدی که به دامان تر خود داریم

3

چیست فردوس که در دیده ما جلوه کند؟

ما گمانها به غرور نظر خود داریم!

4

گوشه دامن خالی است، که چشمش مرساد!

آنچه از توشه ره بر کمر خود داریم

5

خشک گردید و نشد طفلی ازو شیرین کام

خجلت از نخل دل بی ثمر خود داریم

6

زانهمه قصر که کردیم بنا، قسمت ما

خشت خامی است که در زیر سر خود داریم

7

شعله از عاقبت سیر شرر بی خبرست

چه خبر ما ز دل نوسفر خود داریم

متن شعر کپی شد.