غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۴۲ - ما درد را به ذوق می ناب می کشیم...
1
ما درد را به ذوق می ناب می کشیم
از آه سر منت مهتاب می کشیم
2
از حیف و میل، پله میزان ما تهی است
از سنگ، ناز گوهر سیراب می کشیم
3
پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران
پیش از پیاله دست و دهن آب می کشیم!
4
بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است
ما باده را به گوشه محراب می کشیم
5
ترسانده است دولت بیدار، چشم ما
از بخت خفته ناز شکر خواب می کشیم
6
صائب به زور گریه بی اختیار، ما
در گوش بحر حلقه گرداب می کشیم