کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۶ - بده می که بر قلب گردون زنیم!...

1

بده می که بر قلب گردون زنیم!

ازین شیشه چون رنگ بیرون زنیم

2

سرانجام چون خشت بالین بود

به خم تکیه همچون فلاطون زنیم

3

برآییم از کوچه بند رسوم

دم در بیابان چو مجنون زنیم

4

برآریم از بحر سر چون حباب

ازین تنگنا خیمه بیرون زنیم

5

به این قد خم گشته، چوگان صفت

سرپای بر گوی گردون زنیم

6

عرق رنگ نگذاشت بر روی ما

به قلب قدحهای گلگون زنیم

7

به دشمن شبیخون زدن عاجزی است

گل صبح بر قلب گردون زنیم

8

نیفتیم چون سایه دنبال خضر

به لبهای میگون شبیخون زنیم

9

دل ما شود صائب آن روز باز

که چون سیل، گلگشت هامون زنیم

متن شعر کپی شد.