غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۴۹ - موج دریا را نباشد اختیار خویشتن...
1
موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
دست بردار از عنان گیر و دار خویشتن
2
زهد خشک از خاطرم هرگز غباری برنداشت
مرکب نی بار باشد بر سوار خویشتن
3
خار دیوار گلستانم که از بی حاصلی
می کشم خجلت ز اوج اعتبار خویشتن
4
خلوتی چون خانه آیینه داری پیش دست
بهره ای بردار از بوس و کنار خویشتن
5
می توانی آتش شوق مرا خاموش کرد
گر دلت خواهد، به لعل آبدار خویشتن
6
دیدن آیینه را موقوف خواهی داشتن
گر بدانی حال من در انتظار خویشتن
7
بس که چون آیینه صائب دیده ام نادیدنی
می شمارم زنگ کلفت را بهار خویشتن