غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۵۱ - بوی گل و نسیم صبا می توان شدن...
1
بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
گر بگذری ز خویش، چها می توان شدن
2
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
بنگر که از کجا به کجا می توان شدن
3
چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی
تا همچو گوی بی سر و پا می توان شدن
4
زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک
درفرصتی که عقده گشا می توان شدن
5
دوری ز دوستان سبکروح مشکل است
ورنه ز هر چه هست جدا می توان شدن
6
صائب در بهشت گرفتم گشاده شد
از آستان عشق کجا می توان شدن؟