کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۲ - مکن منع تماشایی ز دیدن...

1

مکن منع تماشایی ز دیدن

که این گل کم نمی گردد به چیدن

2

چو ابروی بتان محراب خود کن

کمانی را که نتوانی کشیدن

3

مرا از خرمن افلاک، چون چشم

پر کاهی است حاصل از پریدن

4

نگردد قطع راه عشق، بی شوق

به پای خفته نتوان ره بریدن

5

به از جوش سخای چشمه سارست

جواب تلخ از دریا شنیدن

6

مزن زنهار لاف حق شناسی

چو نتوانی به کنه خود رسیدن

7

پس از چندین کشاکش، دام خود را

تهی می باید از دریا کشیدن

8

کم از کشور گشایی نیست صائب

گریبانی به دست خود دریدن

متن شعر کپی شد.