کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵۶ - ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن...

1

ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن

در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن

2

از نسیمی دفتر ایام برهم می خورد

از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن

3

بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت

ایمنی خواهی، ز اوج اعتبار اندیشه کن

4

روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام

چون شود لبریز جامت، از خمار اندیشه کن

5

بوی خون می آید از آزار دلهای دو نیم

رحم کن بر جان خود، زین ذوالفقار اندیشه کن

6

گوشه گیری درد سر بسیار دارد در کمین

در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن

7

پشه با شب زنده داری خون مردم می خورد

زینهار از زاهد شب زنده دار اندیشه کن

متن شعر کپی شد.