غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۶۰ - عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون...
1
عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
کشتی کاغذی از آب نیاید بیرون
2
تا به روشنگر دریا نرساند خود را
تیرگی از دل سیلاب نیاید بیرون
3
یک جهت شو که ز صد زاهد شیاد، یکی
خالص از بوته محراب نیاید بیرون
4
رو نهان می کند از روشنی دل شیطان
دزد بیدل شب مهتاب نیاید بیرون
5
به صد امید، دل شبنم ما آب شده است
آه اگر مهر جهانتاب نیاید بیرون
6
نزند دست به دامان اجابت صائب
ناله ای کز دل بیتاب نیاید بیرون