کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۵ - یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده...

1

یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده

چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده

2

هر سر موی حواس من به راهی می رود

این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده

3

در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروز

خانه تن را چراغی از دل بیدار ده

4

نشاه پا در رکاب می ندارد اعتبار

مستی دنباله داری همچو چشم یار ده

5

برنمی آید به حفظ جام، دست رعشه دار

قوت بازوی توفیقی مرا در کار ده

6

مدتی گفتار بی کردار کردی مرحمت

روزگاری هم به من کردار بی گفتار ده

7

چند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام؟

پایی از آهن به این سرگشته، چون پرگار ده

8

شیوه ارباب همت نیست جود ناتمام

رخصت دیدار دادی، طاقت دیدار ده

9

بیش ازین مپسند صائب را به زندان خرد

از بیابان ملک و تخت از دامن کهسار ده

متن شعر کپی شد.