غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۷۸ - چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی...
1
چشم خونبارست ابر نوبهار زندگی
آه افسوس است سرو جویبار زندگی
2
اعتمادی نیست بر شیرازه موج سراب
دل منه بر جلوه ناپایدار زندگی
3
یک دم خوش را هزاران آه حسرت در قفاست
خرج بیش از دخل باشد در دیار زندگی
4
باده یک ساغرند و پشت و روی یک ورق
چون گل رعنا خزان و نوبهار زندگی
5
چون حباب پوچ، از پاس نفس غافل مشو
کز نسیمی رخنه افتد در حصار زندگی
6
خاک صحرای عدم را توتیا خواهیم کرد
آنچه آمد پیش ما از رهگذار زندگی
7
سبزه زیر سنگ نتوانست قامت راست کرد
چیست حال خضر یارب زیر بار زندگی
8
دارد از هر موجه ای صائب درین وحشت سرا
نعل بیتابی در آتش جویبار زندگی