غزل · صائب تبریزی
غزل شماره ۱۷۹ - زهی رویت بهار زندگانی...
1
زهی رویت بهار زندگانی
به لعلت زنده، نام بی نشانی
2
دو روزی شوق اگر از پا نشیند
شود ارزان متاع سرگرانی
3
بدآموز هوس عاشق نگردد
نمی آید ز گلچین باغبانی
4
تجلی سنگ را نومید نگذاشت
مترس از دور باش لن ترانی
5
شراب کهنه و یار کهن را
غنیمت دان چو ایام جوانی
6
اگر عاشق نمی بودیم صائب
چه می کردیم با این زندگانی؟