کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۰ - دایم ستیزه با دل افگار می کنی...

1

دایم ستیزه با دل افگار می کنی

با لشکر شکسته چه پیکار می کنی؟

2

ای وای اگر به گربه خونین برون دهم

خونی که در دلم تو ستمکار می کنی

3

شرمنده نیستی که به این دستگاه حسن

دل می بری ز مردم و انکار می کنی؟

4

یوسف به خانه روی ز بازار می کند

هر گه ز خانه روی به بازار می کنی

5

چشم بدت مباد، که با چشم نیمخواب

بر خلق ناز دولت بیدار می کنی

6

یک روز اگر کند ز تو آیینه رو نهان

رحمی به حال تشنه دیدار می کنی

7

رنگ شکسته را به زبان احتیاج نیست

صائب عبث چه درد خود اظهار می کنی؟

متن شعر کپی شد.