کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم

1

تو گویی هست این افلاک دوار

به گردش روز و شب چون چرخ فخار

2

وز او هر لحظه ای دانای داور

ز آب وگل کند یک ظرف دیگر

3

هر آنچه در مکان و در زمان است

ز یک استاد و از یک کارخانه است

4

کواکب گر همه اهل کمالند

چرا هر لحظه در نقص و وبالند

5

همه درجای و سیر و لون و اشکال

چرا گشتند آخر مختلف حال

6

چرا گه در حضیض و گه در اوجند

گهی تنها فتاده گاه زوجند

7

دل چرخ از چه شد آخر پر آتش

ز شوق کیست او اندر کشاکش

8

همه انجم بر او گردان پیاده

گهی بالا و گه شیب اوفتاده

9

عناصر باد و آب و آتش و خاک

گرفته جای خود در زیر افلاک

10

ملازم هر یکی در منزل خویش

بننهد پای یک ذره پس و پیش

11

چهار اضداد در طبع مراکز

به هم جمع آمده، کس دیده هرگز؟

12

مخالف هر یکی در ذات و صورت

شده یک چیز از حکم ضرورت

13

موالید سه گانه گشته ز ایشان

جماد آنگه نبات آنگاه حیوان

14

هیولی را نهاده در میانه

ز صورت گشته صافی صوفیانه

15

همه از امر وحکم داد داور

به جان استاده و گشته مسخر

16

جماد از قهر بر خاک اوفتاده

نبات از مهر بر پای ایستاده

17

نزوع جانور از صدق و اخلاص

پی ابقای جنس و نوع و اشخاص

18

همه بر حکم داور داده اقرار

مر او را روز و شب گشته طلبکار

متن شعر کپی شد.