کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۲۸ - تمثیل در بیان نسبت عقل با شهود

1

ندارد باورت اکمه ز الوان

وگر صد سال گویی نقل و برهان

2

سپید و زرد و سرخ و سبز و کاهی

به نزد وی نباشد جز سیاهی

3

نگر تا کور مادرزاد بدحال

کجا بینا شود از کحل کحال

4

خرد از دیدن احوال عقبا

بود چون کور مادرزاد دنیا

5

ورای عقل طوری دارد انسان

که بشناسد بدان اسرار پنهان

6

بسان آتش اندر سنگ و آهن

نهاده است ایزد اندر جان و در تن

7

چو بر هم اوفتاد این سنگ و آهن

ز نورش هر دو عالم گشت روشن

8

از آن مجموع پیدا گردد این راز

چو دانستی برو خود را برانداز

9

تویی تو نسخه نقش الهی

بجو از خویش هر چیزی که خواهی

متن شعر کپی شد.