کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد

1

من و ما و تو او هست یک چیز

که در وحدت نباشد هیچ تمییز

2

هر آن کو خالی از خود چون خلا شد

انا الحق اندر او صوت و صدا شد

3

شود با وجه باقی غیر هالک

یکی گردد سلوک و سیر و سالک

4

حلول و اتحاد از غیر خیزد

ولی وحدت همه از سیر خیزد

5

تعین بود کز هستی جدا شد

نه حق شد بنده نه بنده خدا شد

6

حلول و اتحاد اینجا محال است

که در وحدت دویی عین ضلال است

7

وجود خلق و کثرت درنمود است

نه هرچ آن می نماید عین بود است

متن شعر کپی شد.