کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۸ - در مذمت کم آزاری و نکوهش آزار مسلمانان

1

ترک آزار کردن خواجه

دفتر کفر راست دیباجه

2

منکر آمد به پیش او معروف

شد به منکر عنان او مصروف

3

نفس محنت گریز راحت جوی

داردش در ره اباحت روی

4

گاه لافش ز مذهب تجرید

گه گزافش ز مشرب توحید

5

از علامات عقل و دین عاری

مذهبش حصر در کم آزاری

6

ورد او از مباحیان کهن:

کس میازار و هر چه خواهی کن!

7

نسبت خود کند به درویشان

دم زند از ارادت ایشان

8

هر که درویش، از او بود بیزار

کی ز درویش آید این کردار؟

9

نیست درویشی این، که زندقه است

نیست جمعیت این، که تفرقه است

10

دلش از سر کار واقف نه

معرفت بی شمار و عارف نه

11

همچو جوز تهی نماید نغز

لیک چون بشکنی، نیابی مغز

12

لفظ ها پاک و معنی اش گرگین

نافه چین ، لفافه سرگین

13

نافه نگشاده، مشک افشاند

ور گشایی، جهان بگنداند

14

آنکه شرع خدای ازوست تباه

نیست گویا ز سر شرع آگاه

15

کرده در کوی و خانه و بازار

شرع و دین را بهانه آزار

16

کار باطل کند به صورت حق

برد از شرع مصطفی رونق

17

می کند پایه شریعت پست

تا دهد دایه طبیعت، دست

18

میر بازار و شحنه شهر است

شرع از او، او ز شرع، بی بهره ست

19

فی المثل گر یکی ز عام الناس

بفروشد سه چار گز کرباس

20

خالی از داغ صاحب تمغا،

در همه شهر افکند غوغا

21

اول از شرع دست موزه کند

زو سوال نماز و روزه کند

22

بعد از آن اش سوی عسس خانه

بفرستد برای جرمانه

23

خصم دین شد به حیله و دستان

ای خدا داد دین از او بستان

24

شرع را خوار کرد، خوارش کن!

شرم بگذاشت، شرمسارش کن!

متن شعر کپی شد.