کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۷ - رسیدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ایشان

1

بعد شش سال، معتمر، یا هفت

به سر روضه نبی می رفت

2

راه عمدا بر آن دیار افگند

بر سر قبرشان گذار افگند

3

دید بر خاک آن دو انده مند

سر کشیده یکی درخت بلند

4

چون به عبرت نگاه کرد در آن

دید خط های سرخ و زرد بر آن

5

بود زردی ز رویشان اثری

سرخی از چشم خونفشان خبری

6

با کسی گفت ز آن زمین بشگفت:

«چه درخت ست این» به حیرت ؟ گفت

7

که: «درختی ست این سرشته عشق

رسته از تربت دو کشته عشق

8

بلکه بر خاک آن دو تن علمی ست

بر وی از شرح حالشان رقمی ست

9

ز اهل دل هر که آن رقم خواند،

حال آن کشتگان غم داند»

10

جانشان غرق فیض رحمت باد!

کس چو ایشان ازین جهان مرواد!

متن شعر کپی شد.