سایر · جامی
بخش ۱۸ - حکایت بر سبیل تمثیل
1
زنگی ای روی چون در دوزخ
بینی ای همچو موری مطبخ
2
ننمودی به پیش رویش زشت
لاف کافوری ار زدی انگشت
3
دو لبش طبع کوب و دل رنجان
همچو بر روی هم دو بادنجان
4
دهنش در خیال فرزانه
فرجه ای در کدوی پردانه
5
دید آیینه ای به ره، برداشت
بر تماشای خویش دیده گماشت
6
هر چه از عیب خود معاینه دید
همه را از صفات آینه دید
7
گفت: «اگر روی بودی ات چون من،
صد کرامت فزودی ات چون من
8
خواری تو ز بدسرشتی توست!
بر ره افگندنت ز زشتی توست!»
9
اگرش چشم تیزبین بودی
گفت و گویش نه اینچنین بودی
10
عیب ها را همه ز خود دیدی
طعن آیینه کم پسندیدی
11
مرد دانا به هر چه درنگرد
عیب بگذارد و هنر نگرد