کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۲۱ - حکایت پیر خارکش

1

خارکش پیری با دلق درشت

پشته ای خار همی برد به پشت

2

لنگ لنگان قدمی برمی داشت

هر قدم دانه شکری می کاشت

3

کای فرازنده این چرخ بلند!

وی نوازنده دل های نژند!

4

کنم از جیب نظر تا دامن

چه عزیزی که نکردی با من

5

در دولت به رخم بگشادی

تاج عزت به سرم بنهادی

6

حد من نیست ثنایت گفتن

گوهر شکر عطایت سفتن

7

نوجوانی به جوانی مغرور

رخش پندار همی راند ز دور

8

آمد آن شکرگزاری ش به گوش

گفت کای پیر خرف گشته، خموش!

9

خار بر پشت، زنی زین سان گام

دولتت چیست، عزیزی ت کدام؟

10

عمر در خارکشی باخته ای

عزت از خواری نشناخته ای

11

پیر گفتا که: «چه عزت زین به

که نی ام بر در تو بالین نه؟

12

کای فلان! چاشت بده یا شام ام

نان و آبی (که) خورم و آشامم

13

شکر گویم که مرا خوار نساخت

به خسی چون تو گرفتار نساخت

14

به ره حرص شتابنده نکرد

بر در شاه و گدا بنده نکرد

15

داد با اینهمه افتادگی ام

عز آزادی و آزادگی ام»

متن شعر کپی شد.