سایر · جامی
بخش ۱ - آغاز سخن
1
الهی غنچه امید بگشای!
گلی از روضه جاوید بنمای
2
بخندان از لب آن غنچه باغم!
وزین گل عطرپرور کن دماغم!
3
درین محنت سرای بی مواسا
به نعمت های خویش ام کن شناسا!
4
ضمیرم را سپاس اندیشه گردان!
زبانم را ستایش پیشه گردان!
5
ز تقویم خرد بهروزی ام بخش!
بر اقلیم سخن فیروزی ام بخش!
6
دلی دادی ز گوهر گنج بر گنج
ز گنج دل زبان را کن گهر سنج!
7
گشادی نافه طبع مرا ناف
معطر کن ز مشکم قاف تا قاف!
8
ز شعرم خامه را شکرزبان کن!
ز عطرم نامه را عنبرفشان کن!
9
سخن را خود سرانجامی نمانده ست
وز آن نامه بجز نامی نمانده ست
10
درین خم خانه شیرین فسانه
نمی یابم نوایی ز آن ترانه
11
حریفان باده ها خوردند و رفتند
تهی خم ها رها کردند و رفتند
12
نبینم پخته این بزم، خامی
که باشد بر کف اش ز آن باده، جامی
13
بیا ساقی رها کن شرمساری!
ز صاف و درد پیش آر آنچه داری!