غزل · هاتف اصفهانی
غزل شماره ۵ - تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن ها...
1
تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدن ها
من و این دشت بی پایان و بی حاصل دویدن ها
2
تو و یک وعده و فارغ ز من هر شب به خواب خوش
من و شب ها و درد انتظار و دل طپیدن ها
3
نصیحت های نیک اندیشیت گفتیم و نشنیدی
چها تا پیشت آید زین نصیحت ناشنیدن ها
4
پر و بالم به حسرت ریخت در کنج قفس آخر
خوشا ایام آزادی و در گلشن دویدن ها
5
کنون در من اگر بیند به خواری و غضب بیند
کجا رفت آن به روی من به شوق از شرم دیدن ها
6
تغافل های او در بزم غیرم کشته بود امشب
نبودش سوی من هاتف گر آن دزدیده دیدن ها