کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳ - گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت...

1

گفتم نگرم روی تو گفتا به قیامت

گفتم روم از کوی تو گفتا به سلامت

2

گفتم چه خوش از کار جهان گفت غم عشق

گفتم چه بود حاصل آن گفت ندامت

3

هر جا که یکی قامت موزون نگرد دل

چون سایه به پایش فکند رحل اقامت

4

در خلد اگر پهلوی طوبیم نشانند

دل می کشدم باز به آن جلوه قامت

5

عمرم همه در هجر تو بگذشت که روزی

در بر کنم از وصل تو تشریف کرامت

6

دامن ز کفم می کشی و می روی امروز

دست من و دامان تو فردای قیامت

7

امروز بسی پیش تو خوارند و پس از مرگ

بر خاک شهیدان تو خار است علامت

8

ناصح که رخش دیده کف خویش بریده است

هاتف به چه رو می کندم باز ملامت

متن شعر کپی شد.