کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱ - در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد...

1

در پیش بیدلان جان، قدری چنان ندارد

آری کسی که دل داد پروای جان ندارد

2

پرسی ز من که دارد؟ زان بی نشان نشانی

هر کس ازو نشانی دارد نشان ندارد

3

یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز

دیدم تمام هر کس این دارد آن ندارد

4

بر من نه از ترحم کم کرده یار بیداد

تاب جفا ازین بیش در من گمان ندارد

5

هاتف غلامی تو خواهد بخر به هیچش

این کار اگر ندارد سودی، زیان ندارد

متن شعر کپی شد.