کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶ - گفتم که چاره غم هجران شود نشد...

1

گفتم که چاره غم هجران شود نشد

در وصل یار مشکلم آسان شود نشد

2

یا از تب غمم شب هجران کشد نکشت

یا دردم از وصال تو درمان شود نشد

3

یا آن صنم مراد دل من دهد نداد

یا این صنم پرست مسلمان شود نشد

4

یا دل به کوی صبر و سکون ره برد نبرد

یا لحظه ای خموش ز افغان شود نشد

5

یا مدعی ز کوی تو بیرون رود نرفت

چون من اسیر محنت هجران شود نشد

6

یا از کمند غیر غزالم جهد نجست

یا ز الفت رقیب پشیمان شود نشد

7

یا از وفا نگاه به هاتف کند نکرد

یا سوی او ز مهر خرامان شود نشد

متن شعر کپی شد.