غزل · هاتف اصفهانی
غزل شماره ۳۹ - دل عشاق روا نیست که دلبر شکند...
1
دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند
2
بر نمی دارم از این در سر خویش ای دربان
صد ره از سنگ جفای تو گرم سر شکند
غزل · هاتف اصفهانی
دل عشاق روا نیست که دلبر شکند
گوهری کس نشنیده است که گوهر شکند
بر نمی دارم از این در سر خویش ای دربان
صد ره از سنگ جفای تو گرم سر شکند