غزل · هاتف اصفهانی
غزل شماره ۷۴ - بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله...
1
بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
ولی ماهی که دارد گرد خویش از مشک تر هاله
2
خدا را رحمی از جور و جفایت چند روز و شب
زنم فریاد و گریم خون کشم آه و کنم ناله
غزل · هاتف اصفهانی
بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
ولی ماهی که دارد گرد خویش از مشک تر هاله
خدا را رحمی از جور و جفایت چند روز و شب
زنم فریاد و گریم خون کشم آه و کنم ناله